پزشکی هسته ای
اخبار ،اطلاعات،آشنایی،آموزش
|
|
هم ارزی جرم و انرژی (Energy ~ Mass) نظریات اولیه تا چندی پیش دو اصل کلی و مستقل از یکدیگر پایه دانش جدید را تشکیل میداد: یکی اصل بقای جرم بود و دیگری اصل بقای انرژی در نیمه دوم قرن هجدهم میلادی لاوازیه دانشمند فرانسوی پس از یک سلسله تجربیات دریافت که مقدار جرم مادی که در فعل و انفعالات شیمیائی دخالت دارند همواره ثابت میماند و این مشخصه مواد را در قانون زیر به نام قانون بقای جرم خلاصه نمود. هیچ جرمی معدوم نمیشود و هیچ جرمی نیز از عدم بوجود نمیآید و یا به عبارت دیگر مقدار جرم مادی که در عالم وجود دارد همواره ثابت است اصل بقای انرژی میگوید؛ انرژی هر دستگاه معین مقدار ثابتی دارد، نمیتوان انرژی را خلق کرد و نه آنرا از بین برد، فقط اقسام آن میتوانند به یکدیگر تغییر شکل دهند.
نظریات مدرندر اوایل قرن بیستم یعنی در سال 1905 نظریه نسبیت (Theory of Relativity) آلبرت انیشتین خدشهای به دو اصل فوق الذکر وارد ساخت زیرا یکی از نظریات نسبیت این است که جرم و انرژی مانند بخار آب و آب که دو شکل مختلف از یک ماده هستند یک چیز واحد بوده و قابل تبدیل به یکدیگر میباشند. بنابراین مقدار جرم مادی را که در عالم وجود دارد نمیتوان ثابت دانست، بلکه از تطبیق نظریه نسبیت با اصل بقای جرم و اصل بقای انرژی میتوان قانون کلی تری نتیجه گرفت که مطابق آن:
مفهوم فیزیکی قانون هم ارزی جرم و انرژیباید بدانید که رابطه E = m c2 چگونگی تبدیل یک کیلو گرم آب به انرژی را بیان نمیکند بلکه فقط اصلی است که هم ارزی جرم و انرژی را بیان میکند، نه اینکه جزئیات نحوه تبدیل آنها را آشکار سازد. رابطه اخیر ایجاب میکند که برای انرژی نیز جرمی قائل شویم . انرژی گرمایی که ضمن احتراق بدست میآید دارای جرم است، ولی این جرم به اندازهای کوچک است که حتی با دقیقترین ترازوها نمیتوان آنرا سنجید مثلا چند نانوگرم (بیلیونوم گرم) در مورد احتراق 12 گرم ذغال. اگر بوسیله حرارت یک تن آب صفر درجه را به 100 درجه برسانیم یعنی به آن 100 میلیون کالری انرژی بدهیم جرم آن فقط 0.004 میلیگرم اضافه میشود. نوشته شده توسط محمد مهدی ریحانی | لینک ثابت | موضوع: فیزیک هسته ای |
اشعه گاما با توجه به اینکه اشعه گاما دارای تشعشع الکترومغناطیسی میباشد، آن فاقد بار و جرم سکون است. اشعه گاما موجب برهمکنشهای کولنی نمیگردد و لذا آنها برخلاف ذرات باردار بطور پیوسته انرژی از دست نمیدهند. معمولا اشعه گاما تنها یک یا چند برهمکنش اتفاقی با الکترونها یا هستههای اتمهای ماده جذب کننده احساس میکند. در این برهمکنشها اشعه گاما یا بطور کامل ناپدید می گردد یا انرژی آن بطور قابل ملاحظهای تغییر مییابد. اشعه گاما دارای بردهای مجزا نیست، به جای آن ، شدت یک باری که اشعه گاما بطور پیوسته با عبور آن از میان ماده مطابق قانون نمایی جذب کاهش مییابد.فروپاشی گامادر فروپاشی گاما ، هنگامی که یک هسته تحت گذارهایی از حالات برانگیخته بالاتر به حالات برانگیخته پایینتر یا حالت پایه آن میرود، تشعشع الکترومغناطیسی منتشر میگردد. معادله عمومی فروپاشی گاما بصورت زیر است: AZX*-------->AZX + γ
|
توریم و اورانیوم و بعضی از عناصر دیگر بدون هیچ اثر خارجی ( یعنی به سبب عوامل داخلی ) پیوسته تابش مرئی گسیل میدارند. این تابش مانند اشعه ایکس به درون حائل های کدر نفوذ میکند و روی فیلمهای عکاسی اثر میگذارد و اثر یونشی بوجود میآورد.
ویژگی گسیل خود به خودی چنین تابش به پرتوزایی معروف است. به عناصر دارای این ویژگی عناصر رادیو اکتیو میگویند و تابشی که این عناصر گسیل میدارند، تابش پرتوزایی ( تشعشع هستهای ) نامیده میشود. خاصیت پرتوزایی اورانیم را در سال 1896 "آنتوان هانری بکرل" فیزیکدان فرانسوی کشف کرد. پرتوزایی اندکی پس از کشف اشعه ایکس کشف شد.
گسیل پرتوهای ایکس ، اولین بار در بمباران دیوارههای شیشهای لامپ تخلیه گازی با پرتوی کاتدی کشف شد. موثرترین نتیجه این بمباران تابانی شدید شیشه به رنگ سبز یعنی لیانی است. از اینجا معلوم می شود پرتوهای ایکس حاصل لیانی است و با هر لیانی همراهند، از جمله موردی که با نور برانگیخته شود.
بکرل این فرض را از راه آزمایش تحقیق کرد. او مواد لیان را در معرض نور قرار داد و آن گاه این مواد را کنار فیلم عکاسی که در لفاف سیاه پیچیده شده بود، قرارداد. پس از ظاهر کردن فیلم عکاسی گسیل تابش نفوذی را از روی سیاه شدن فیلم آشکار ساخت. از میان تمام مواد لیان که توسط بکرل مورد آزمایش قرارگرفت، فقط نمکهای اورانیوم ، صفحه عکاسی را سیاه کردند.
با وجود این ، معلوم شد که نمونه ای که قبلا در معرض تابش نور شدید قرارگرفته باشد، به همان اندازه نمونه ای که برانگیخته نشده باشد، صفحه عکاسی را سیاه میکند. از این مشاهده چنین استنباط میشود که گسیل تابش توسط نمک اورانیم به لیانی مربوط نیست و به اثرهای خارجی بستگی ندارد. این نتیجه با آزمایشهایی که با ترکیبهای محتوی غیر لیان که همه تابش نفوذ کننده گسیل میدارند، انجام شد و مورد تایید قرارگرفت.
مادام کوریبعد از کشف خاصیت پرتوزایی اورانیوم توسط بکرل ، "ماری کوری" ، دانشمند فرانسوی متولد لهستان که بیشترین تحقیقات خود را همراه با شوهرش "پیر کوری" انجام داد بیشتر عناصر شناخته شده و خیلی از ترکیبها را مورد بررسی قرارداد تا ببیند که آیا آنها خاصیت پرتوزایی دارند یا خیر. ماری کوری در آزمایشهایش یونش هوا را به عنوان شاخص خاصیت پرتوزایی مواد پرتوزا بکار میبرد. این روش خیلی حساستر از روش مبتنی بر تاثیر روی صفحه عکاسی است. آزمایشهای ماری کوری به نتایج زیر منتهی شد.
راکتورهای هستهای
راکتورهای هستهای در کل از دو نوع شکافتی و همجوشی تشکیل شدهاند و خود اینها با توجه به شرایط حاکم و اهداف مورد نظر به دستههای مختلفی تقسیم میشوند.
هر راکتوری یک ماده قابل احتراق و نیز یک ایزووتوپ بارور را شامل است که میتواند با جذب نوترونی به یک ماده شکافت تبدیل شود. 238U در راکتورهای حرارتی مانند راکتورهای سریع مورد استفاده قرار میگیرد. به بیان دیگر هر راکتوری یک ماده قابل شکافت را میسوزاند، ولی در همان زمان یک ماده شکافتی دیگر را میسازد. این راکتورها را زاینده گویند، در صورتی که هستههای قابل شکافت بیشتر از مصرف را تولید کند. فقط راکتورهایی با نوترونهای سریع میتوانند زاینده باشند.
|
این ردیف بندی بطور مستقیم به قیمت تولیدی یک کیلو وات ساعت وابسته است. در این ردیف بندی با انتخاب ماده کند کننده (اول نوشته میشود) و ماده سرد کننده (بعد از آن نوشته میشود) مشخص میشود. انواع مختلف که مورد استفاده دارند:
این راکتورهای پژوهشی با اورانیوم بسیار غنی شده معمولا توان کمتری دارند. این راکتورها در دو دسته ردیف بندی میشوند:
راکتورهای هستهای با دمای بالا (HTR) میتوانند در دماهای بسیار بالا ، گرما تولید کنند. کاربرد این راکتورها بیشتر برای تولید گرما و بویژه برای تولید هیدروژن یا ماده قابل احتراق ترکیبی و به این ترتیب تغییر تمام عادات مصرف انرژی است. این راکتورها از نوع راکتورهای با نوترونهای حرارتی ، با گردش هلیوم که تقریبا به دمای 700 درجه سانتیگراد برده میشود، در تجمعی از گرافیت و ذرات قابل شکافت به دمای کمتر از 1300 درجه سانتیگراد برده میشوند. این راکتورها بسیار مطمئن هستند، هلیوم گازی بدون خطر و رادیو اکتیویته آن کمتر و گستره دما بسیار بزرگ است. پسماندها و ضایعات آن بسیار کم است و میتوانند الکتریسیته ، آب گرم ، بخار آب تولید کنند و در آینده دور میتوان از آن به هیدروکربورها یا به توسط واکنشهای داخلی هیدروژن تولید کرد و بخشی از مسئله نفت را حل کرد.
همجوشی هستهای یک منبع انرژی پتانسیل است که آلودگی آن نسبتا کم ، تقریبا پایان ناپذیر ، ارزان قیمت و میتواند در دسترس همگان قرار گیرد.
این نوع راکتور عمل محصورسازی را به خوبی انجام میدهد. طرح توکاماک در دهه پنجاه میلادی توسط روسها پیشنهاد شد. کلمه توکاماک از کلمات "toroidalnaya" ، "kamera" ، and "magnitnaya" به معنی " اتاقک مغناطیسی چنبرهای" گرفته شده است. یکی از دلایل و توجیهاتی که برای چنبرهای بودن محفظههای محصور سازی میشود بیان کرد این است که: توپ پر مویی را تصور کنید که شما قصد دارید موهای این توپ را شانه بزنید. شما هر طور و از هر طرف که بخواهید این کار را بکنید همیشه دو طرف از موهای توپ شانه نشده و نامنظم باقی میماند.
حال به جای توپ فرض کنید که یک کره مغناطیسی داریم. میخواهیم که بردارهای میدان در سراسر اطراف این کره یکنواخت و منظم باشند (در واقع همه در یک جهت باشند). بنا به مثال این کار غیر ممکن بوده و نامنظمی در دو طرف کره باعث عدم پایداری محصور ساز میشود. ولی در یک محصور ساز چنبرهای چنین مشکلی وجود ندارد و یکنواختی میدان سراسر محصور ساز (توکاماک) باعث پایداری آن میشود. مهمترین و حیاتیترین وظیفه یک ابزار همجوشی پایدار نگه داشتن پلاسما است.
اسفرومک نوع دیگری از رآکتورهای همجوشی است که بر خلاف توکاماک که چنبرهای میباشد شکلی کروی دارد. البته تفاوت اسفرومک با توکاماک در این است که در مرکز اسفرومک هیچ جسم مادی وجود ندارد. اسفرومک متأسفانه با بی مهری مواجه شد و به اندازه توکاماک مورد توجه واقع نشد. در حالی که اسفرومک مدت زیادی بعد از توکاماک اختراع شد. در دهه گذشته اغلب تحقیقات در بخش انرژی همجوشی مغناطیسی روی توکاماک چنبرهای شکل برای رسیدن به واکنشهای همجوشی در سطح بالا متمرکز شده است.
کار توکامک در ایالات متحده و خارج آن ادامه دارد، ولی سازمان دانشمندان انرژی همجوشی در حال بازدید از اسفرومک هستند. قسمت زیادی از علاقه تجدید شده به پروژه اسفرومک روی تحقیقات فعالی در لاورنس لیورمور در گروهی به نام (SSPX (Sustained Spheromak Physics Experiment متمرکز شده است. SSPX در 14ژوئن 1999 در مراسمی با حضور نمایندهای از DOE و با همکاری دانشمندانی از Sandia و آزمایشگاه ملی لس آلاموس آغاز به کار کرد. SSPX یک سری از از آزمایشات است که برای این طراحی شده که توانایی اسفرومک را در این مورد که اسفرومک چقدر این کیفیت را داراست که پلاسماهای داغ سوخت همجوشی را درون خود داشته باشد مشخص کند.
به عقیده رهبر پروژه SSPX توکاماک با دمای بالایی که در آن قابل دسترسی است (بیشتر از 100میلیون درجه سلسیوس که بارها بیشتر از دمای مرکز خورشید است) فعلا برنده جریان رهبری پروژههای همجوشی به حساب می آید. با این حال میدانهای مغناطیسی توکاماک بوسیله کویل سیم پیچهای بیرونی بسیار بزرگ که چنبره رآکتور را کاملا احاطه میکنند تولید میشوند. این کویلهای بسیار بزرگ هزینه بسیار زیاد و بینظمی و اختلالاتی در کار رآکتور خواهند داشت.
در حالی که اسفرومکها پلاسمای بسیار داغ را در یک سیستم میدان مغناطیسی ساده و فشرده که فقط از یک سری ساده از کویلهای کوچک پایدار کننده استفاده میکند بوجود میآورد. میدانهای مغناطیسی قوی لازم درون پلاسما با چیزی که دینام مغناطیسی نامیده میشود تولید میشوند.
درنوعی از رآکتورهای شکافت هستهای بوجود آوردن زنجیره واکنشها بوسیله برخورد دادن یک نوترون پر انرژی با هسته یک اتم 235U انجام می شود.به این صورت که وقتی که این نوترون وارد هسته اتم 238U میشود آن را به یک هسته 239U تبدیل میکند. از آنجا که این هسته ناپایدار است به سرعت واپاشی میکرده و اتمهای سبکتری به همراه سه نوترون پر انرژی دیگر را تولید میکند.
توضیح کاملتر اینکه در هستههای سنگین پایدار مثل اورانیوم بین نیروهای الکترو استاتیکی که مایل هستند ذرات تشکیل دهنده اتم را از هم دور کنند و نیروی هستهای که آنها را کنار هم نگه میدارد تعادل بسیار حساسی وجود دارد، که این تعادل را میتوان براحتی و به روشی که گفته شد به هم زده و واکنش شکافت هستهای را شروع کنیم. واکنش حاصل از یک اتم با تولید کردن سه نوترون پر انرژی دیگر باعث میشود سه اتم اورانیوم دیگر وارد واپاشی بشوند. به همین ترتیب واکنش اصطلاحا زنجیرهای میشود.
قدر مسلم یک رآکتور همجوشی ایده آل رآکتوریست که در آن واکنشهای زنجیره ای داریم. در واقع هدف اساسی در راه ساخت رآکتور همجوشی هستهای زنجیرهای کردن آن است. اگر قرار باشد که ما در این راه انرژی صرف کنیم تا یک مقدار کمتر از آنرا بدست بیاوریم مطمئنا این واکنش نه زنجیرهایست و نه مفید. دانشمندان این رشته مفهومی به نام گیرانش را تعریف کردهاند که به معنی این است که مقداری انرژی صرف شروع واکنش کنیم و انرژی بیشتر از سلسله واکنشها بگیریم، در واقع در شرایط گیرانش واکنش زنجیرهای میشود. یعنی نه تنها انرژی تولیدی یک واکنش برای انجام واکنش بعد کافیست، بلکه مقدار زیادی از آن هم اضافه است و میتواند در اختیار ما برای تولید برق قرار بگیرد.
اگر بخواهیم توکاماک یا هر وسیله دیگر که همجوشی در آن انجام میشود توان مفید داشته باشد، یعنی به ما انرژی بدهد باید شرایط خاصی داشته باشد. برای آنکه احتمال برخورد ذرات (یونهای) نامزد همجوشی بالا برود، اولا باید دمای خیلی بالایی درون آن تولید بشود و رآکتور هم بتواند بخوبی دمای بالا را تحمل کند. (این دما در محدوده ده به توان هفت درجه کلوین میباشد!) دوما رآکتور باید این توانایی را داشته باشد که درونش چگالی زیاد از یونها را وارد کرد و سوم اینکه زمان محصور سازی در آن طولانی باشد.
دمای بالا برای آن است که بتوانیم تقریبا مطمئن باشیم که میتوانیم از سد محکم پتانسیل کولنی هستهها بگذریم. چگالی زیاد هم برای این است که هر چه بیشتر احتمال برخوردهای کارا بالا برود. در این مسیر قانونی وجود دارد که نام آن معیار لاوسون است. به کمک این معیار میشود محاسبه کرد که آیا شرایط طوری هست که واکنش به گیرانش برسد یا نه. معیار لاوسن باید: مقدار چگالی در مدت زمان محصور سازی ، ده به توان 20 ذره در متر مکعب باشد تا این واکنش به گیرانش برسد (البته بستگی مستقیم با دمای پلاسما دارد).
|
برای رسیدن به شرایط مطلوب در واکنشهای گرما هستهای که در آنها از سوخت دوتریم - تریتیم استفاده میشود دمای پلاسما (T) باید در محدوده یک الی سه ضرب در ده به توان هشت درجه کلوین و زمان محصورسازی TE باید در حدود یک الی سه ثانیه و چگالی (n) باید حوالی یک الی سه ضرب در ده به توان بیست ذره بر متر مکعب باشد. برای آغاز بکار رآکتور یعنی برای رسیدن به کمینه دمای حدود 108 کلوین باید از وسیله گرما ساز کمکی استفاده کرد.
بعد از محترق شدن سوخت مخلوط پلاسما باذرات آلفایی که در اثر احتراق اولیه بوجود آمدهاند گرم شده و میتوانیم دستگاه کمکی را از مدار خارج کنیم. از آن به بعد سرعت فعالیتهای همجوشی با افزایش دادن چگالی پلاسما افزایش پیدا میکند. با این وجود افزایش چگالی به بالای مرزهای تعیین شده و مطمئنا به معنی به هم خوردن پایداری پلاسما و یا اینکه خاموش شدن رآکتور را در پی خواهد داشت یا فاجعه. به عبارت دیگر (در صورت افزایش چگالی پلاسما) برای پایدار کردن پلاسما زمان محصور سازی و دمای احتراق و صد البته حجم پلاسما و نقطه پایداری پلاسما با افزایش چگالی بالاتر رفته و شرایط را برای کار سختتر میکند. به حالت تعادل در آوردن این مستلزمات با شکل بندی رآکتور در کوچکترین اسپکت ریتو که به شکل بندی مغناطیسی آن بستگی دارد مقدور میشود.
کوانتش فضایی
|
|
کوانتش اندازه حرکت زاویهای مداریبا وجود اینکه تجسم ارتباط بین اثرات مغناطیسی و اندازه حرکت زاویهای برحسب یک مدار الکترونی مشخص غیرممکن است، مکانیک موجی دقیق همان رابطه فیزیک کلاسیک را برای نسبت ژیرومغناطیسی یک الکترون ، در یک اتم با اندازه حرکت زاویهای مداری بدست میدهد. بنابراین L ، اندازه حرکت زاویهای مداری که برای الکترون در نظر گرفته میشود، کمیتی کوانشیده است.
عدد کوانتومی مغناطیسی مداریفرض کنید اتمی با اندازه حرکت زاویهای مداری L در یک میدان مغناطیسی خارجی قرار گیرد. براساس مکانیک موجی ، بردار اندازه حرکت زاویهای مداری L نمیتواند هرجهتی را نسبت به میدان مغناطیسی خارجی اختیار کند، بلکه محدود به جهتهای بخصوصی است که برای آنها مولفه بردار اندازه حرکت زاویهای مداری ، در راستای میدان مغناطیسی ، مضرب درستی از است.اگر جهت میدان مغناطیسی را جهت محور اختیار کنیم، مقادیر ممکن مولفه بردار اندازه حرکت زاویهای مداری از قاعده L2 = m تبعیت میکند که در این رابطه m عدد کوانتومی مغناطیسی مداری نامیده میشود. این کمیت میتواند مقادیر بین l تا l – را اختیار کند. یعنی: m = l , l-1 , ... , 0 , ... , l-1 , l |
واکنشهای هستهای
روشهای انجام واکنشهای هستهای

فرض می شود نوترون منفردی به یک قطعه ایزوتوپ 235U نفوذ کند در اثر برخورد به هسته اتم 235U ، اورانیوم به دو قسمت شکسته میشود، مقادیر زیادی نیز انرژی آزاد میگردد. در حدود (200Mev) اما مسئله مهمتر اینکه نتیجه شکستن هسته 235U آزادی دو نوترون است که میتواند دو هسته دیگر را شکسته و چهار نوترون را بوجود آورد.
این چهار نوترون نیز چهار هسته 235U را میشکند چهار هسته شکسته شده تولید هشت نوترون میکنند که قادر به شکستن همین تعداد هسته اورانیوم میباشند، سپس شکست هستهای و آزاد شدن نوترونها بصورت زنجیروار به سرعت تکثیر و توسعه مییابد.
در هر دوره تعداد نوترونها دو برابر میشود، در یک لحظه واکنش زنجیری خود بخودی شکست هستهای شروع میگردد. در واکنشهای کنترل شده تعداد شکست در واحد زمان و نیز مقدار انرژی به تدریج افزایش یافته و پس از رسیدن به مقداری دلخواه ثابت نگهداشته میشود. فرض کنیم یک ذره (a) به یک هسته ساکن (x) برخورد کند در نتیجه در واکنشهای هستهای هسته (y) و ذره (b) تولید میشود که این واکنش را بصورت زیر مینویسم:
موادی که وقتی تحت تابش نوترون قرار میگیرند انجام یک واکنش شکست هسته ای را ممکن می سازند چنین خاصیتی در عناصر زیر وجود دارد: 239Pu ، 235U ، 235U ، ایزوتوپ 233U ، 235U بطور مصنوعی در راکتورهای هستهای با تاباندن نوترون به 233Th بوجود میآید.
زمانی که هسته اتمی 235U به دو قسمت شکسته میشود عناصر زیر تولید میشوند: استرتیوم 90 ، کریپتون 91 ، ایتریوم 91 ، زیرکونیوم 95 ، 126I ، 137U ، باریم 142 ، سریم 144 قابل ذکر هستند.
همجوشی هستهای عبارت است از اتحاد عناصر سبک برای تشکیل عناصر سنگین تر که نوع واکنش را واکنش همجوشی گویند تا بحال در انفجار بمب هیدروژنی قوی و بسیار خوب تشخیص داده شده است. این واکنش برای انسان چندان مفید نیست و بنابراین دانشمندان بطور جدی کوشش می کنند تا واکنش همجوشی را کنترل کنند یعنی در کیف کاهش سرعت واکنش به درجهای که بتواند برای مقاصد صلح جویانه مفید باشد.
در مرحله اول این واکنشها بصورت کنترل شده برای تولید برق استفاده میشود. همچنین انرژی تولید شده در این واکنش 8 برابر انرژی تولید شده سر در شکافت هستهای میباشد. منشأ انرژی تابشی خورشید و دیگر ستارهها یک سری از واکنشهای هستهای انرژی زا است. اتمهایی که دراین واکنشها در درون ستاره شرکت میکنند کاملا یونیزهاند. یعنی تمامی الکترونها از آن کنده شده است. چنین مجموعهای از ذرات باردا را پلاسما مینامند.
دوتریوم و تریتیوم ایزوتوپهای هیدروژن مواد قابل احتراق همجوشی هستهای را تشکیل میدهند. هسته دوتریوم از یک نوترون و یک پروتون تشکیل مییابد. هسته تریتیوم دارای دو نوترون و یک پروتون است.

ملاحظات فرآیندهای طبیعی و نتایج حاصل از آنها نشان داده است که واکنشهای همجوشی گوناگونی وجود دارد. از جمله از واکنشهای همجوشی هستهای واکنش دوترون با تریتیوم میباشد.
نخستین واکنش همجوشی قابل کنترل توسط رابطه زیر ارائه شد (ترکیب ایزوتوپهای هیدوژن)
در این واکنش انرژیی معادل 17.6 Mev آزاد میشود، که از آن میشود در کادبردهای صنعتی و نظامی استفاده نمود.
تراز انرژی
دو اتم هنگامی که کاملا از یکدیگر جدا شوند، بطوری که هیچگونه برهمکنش توابع موج وجود نداشته باشد، میتوانند دارای ساختاری مشابه ساختار الکترونی باشند. با کوچک شدن فاصله بین دو اتم ، توابع موج الکترونی شروع به همپوشانی میکنند. بنا به اصل طرد پائولی در یک سیستم با برهمکنش معین هیچ دو الکترونی نمیتوانند دارای حالت کوانتومی یکسان باشند. پس باید ترازهای انرژی مجزا از اتمهای منفرد به ترازهای جدید متعلق به هر دو اتم و نه یکی آنها تقسیم شوند.
|
الکترونها در جامدات به انرژیهای معینی محدود شده و مجاز به قرار گرفتن در انرژیهای دیگر نیستند. تفاوت اساسی بین الکترون در یک جامد با الکترون در یک اتم جدا شده ، این است که در جامد الکترون دارای یک گستره یا تراز از انرژیهای قابل دسترس است. زیرا در جامد توابع موج الکترونی اتمهای همسایه همپوشانی داشته و یک الکترون در یک اتم خاص قرار ندارد. طبیعتا این تاثیر بر انرژی پتانسیل و شرایط مرزی در معادله موج اثر میگذارد و سبب میشود، انرژیهای مختلفی بدست آورده و دو نوع تراز انرژی به نام تراز ظرفیت و هدایت داشته باشیم، که توسط انرژی شکاف یا باند همسویی از یکدیگر جدا شدهاند.
در شبکه اتمی هر الکترون میتواند فقط در سطوح انرژی باشد، و در ناحیه ممنوعه (ناحیهای که ما بین تراز ظرفیت و تراز هدایت است) هیچ الکترونی یافت نمیشود. یونیزاسیون مکانیسمی است که در آن الکترون میتواند پس از کسب انرژی کافی ، از اتم خود جدا شده و در تراز هدایت به الکترونهای آزاد بپیوندد.
|
|
|
|
در مواد عایق گاف انرژی بین نوار ظرفیت و نوار هدایت حدود 5 الکترون ولت یا بیشتر است، و این شکاف عظیم قادر خواهد بود به میزان قابل توجهی از حضور الکترون در تراز هدایت ، در دمای اتاق جلوگیری کند.
در اجسام نیم رسانا شکاف انرژی برای سیلسیوم 1.1 الکترون ولت و برای ژرمانیوم 0.67 الکترون ولت میباشد، یعنی یک الکترون و نوار ظرفیت قادر خواهد بود با کسب این مقدار انرژی باند ظرفیت را ترک نموده ، با طی نمودن گاف انرژی خود را به تراز هدایت یا رسانش رسانده و به عنوان الکترون آزاد برای برقراری جریان الکتریکی موثر باشد.
|
|
|
|
برای اجسام رسانا بین تراز ظرفیت و تراز هدایت شکافی وجود ندارد، و این ترازها روی هم منطبق شده و دارای باند مشترک میباشند. یعنی یک رسانا حتی در صفر درجه کلوین نیز دارای الکترون در باند هدایت است. بنابراین در دمای اتاق تعداد الکترونهای آزاد برای برقراری جریان یا حرکت بارها بیش از حد مورد نیاز موجود میباشد.
رادیو دارو
داروهای نشاندار رادیواکتیو که به مریض تزریق یا خورانده میشوند، به نام رادیو داروها معروف هستند. دارویی هستهای یا رادیو فارماکولوژی روش دارویی خاصی است که با ترکیبات ، آزمایش یا تزریق مناسب رادیو دارو به مریض ارتباط دارد.
روشهای تشخیص زنده آن روشهایی هستند که در آنها یک رادیو دارو در سیستم یک مریض زنده ، بطریق خوراندن ، تزریق ، یا با استنشاق وارد میگردد. اشعه گامای نشر شده بوسیله رادیو داروها برای تامین اطلاعات مورد نیاز بر روی صفحه کامپیوتر قابل مشاهده هستند.
روشهای غیر زنده آنهایی هستند که روی نمونههای برداشته شده از یک مریض انجام میگیرد. تعدادی از این روشها مستلزم بکارگیری رادیو داروها است. ولی مهمترین آنها روش رادیو ایمونواسی (RIA) میباشد.
رادیو ایمونواسی نوعی تجزیه بطریق رقیق کردن ایزوتوپی (IDA) ، جزو استو کیومتری است که در آن عنصر مورد تجریه نشاندار و غیر نشاندار برای پیوند با مقادیر محدود مولکولی که بطور خاص با عنصر مورد تجزیه پیوند میدهد، رقابت میکند. RIA بطور گسترده در آزمایشگاههای پزشکی برای تعیین هورمونها ، داروها ، ویروسها ، و دیگر گونههای آلی در سطح جهان بکار میرود. شروع RIA به سالهای 1950 ، با بررسی S.Berson و R.Yalow برروی متابولیسم انسولین B1I در مریضهای دیابتی بر میگردد.
Berson و Yalow دریافتند که مریضهای دیابتی موادی در سرم خون دارند که با انسولین پیوند میدهند. آنها مشاهده کردند که انسولین نشاندار و غیرنشاندار با این ماده پیوند دهنده رقابت کرده، و این مقدار انسولین غیرنشاندار موجود ، مقادیر انسولین نشاندار را که پیوند داده متاثر میکند. آنها در این مطالعه توانایی روش ، جهت ارزیابی انسولین را دریافتند. RIA از آن زمان تا کنون پیشرفتهای گستردهای را در روشهای پزشکی با کاربردهای وسیع برای اندازه گیری مقادیر بسیار کم بسیاری از بیو مولکولهای مهم نموده است.
کاربردهای درمانی تشعشع و رادیو داروها نسبت به کاربردهای تشخیص محدودتر هستند. زمانی که تشعشع برای درمان بکار میرود، مقصود نابود نمودن یک قسمت خاص از نسوج مریض با تشعشع است. چشمه تشعشع میتواند داخلی و خارجی باشد.
چشمههای خارجی تشعشع در حال حاضر اساسا در شکل باریکههای الکترونی یا اشعه ایکس است. بسیاری از دستگاهها میتوانند برای تولید این تشعشعات بکار روند. ولی شتابدهندهای خطی کوچک بیشترین کاربرد را دارند. الکترونهای با انرژیهای 4 تا 15 میلیون الکترون ولت برای درمان سرطانهایی که نزدیک سطح بدن هستند، مانند سرطانهای پوست ، سینه ، سر و گردن بکار میروند.
زمانی که نفوذ بیشتری از تشعشع لازم باشد، اشعه گاما از یک چشمه بسته رادیو نوکلید مورد استفاده قرار میگیرد. 60Co بطور گستردهای برای این منظور بکار رفته است، ولی در حال حاضر 137Cs ترجیح داده میشود. علاوه بر تشعشع خارجی یک عضو ممکن است، یک سوزن یا دانه رادیواکتیو را در داخل بدن مریض کاشت و لذا تنها مقاطع خاصی را که باید نابود شوند، پرتودهی نمود. در این رابطه کاشتهای 198Au و 125I متداول است.
شیمی اتم داغ
در هنگام اجرای یک واکنش هستهای القایی یا فروپاشی خود به خودی رادیواکتیو ، پدیدههای شیمیایی وجود دارند که به موازات فرآیندهای هستهای رخ میدهند. واکنشهای هستهای منجر به تشکیل گونههای شیمیایی بسیار فعال میشوند که دارای بار و انرژیهای جنبشی بالا هستند.
با توجه به اینکه انرژیهای این گونه بسیار بزرگتر از انرژی حرارتی اتمها و مولکولهای محیط هستند، آنها به نام اتمهای داغ بوده و مطالعه پدیدههای شیمیایی آنها به نام شیمی داغ معروف است.
شیمی داغ نباید با شیمی تشعشع یا فوتوشیمی که اثرات تشعشع الکترومغناطیسی روی مولکولهای کمپلکس را مطالعه میکنند، اشتباه گردد. در آن مطالعات ، واکنشهای هستهای یا فروپاشیها رخ نمیدهند. تشعشع از خارج سیستم تحت مطالعه ، برای ایجاد تغییرات شیمیایی بکار رفته و این گونههای فعال شیمیایی تولید شده بوسیله برهمکنش تشعشع با الکترونهای اوربیتال است تا مورد توجه قرار میگیرد. انرژی در این رابطه بسیار کمتر از حالت شیمی اتم داغ است.
اتمهای داغ میتوانند بوسیله واکنشهای هستهای القایی یا بوسیله فروپاشی رادیواکتیو تولید شوند. هر دوی این فرآیندها منجر به پسزنی هسته متاثر ، بدلیل بقای ممنتوم است. با توجه به اینکه مقادیر زیاد انرژی در فرآیندهای هستهای تولید میشود، هسته پسزن ، تقریبا همیشه دارای انرژی کافی برای شکستن پیوند شیمیایی که اتمها را در مولکول نگهداری میکند، است.
هنگامی که اتم داغ از مولکول جدا شد، هنوز دارای انرژی جنبشی کافی و بار کافی برای انجام برهمکنشهای گوناگون شیمیایی با مولکولهای مجاور جهت تشکیل رادیکالها ، یونها و حالات برانگیخته است. توضیح این برهکنشها یک زمینه تحقیقاتی در شیمی اتم داغ است. واکنشهای هستهای که بیشتر از همه در شیمی اتم داغ مورد مطالعه قرار گرفتهاند، واکنشهایی هستند که در آنها گونههای محصول ، ایزوتوپی از اتم هدف هستند.
واکنشهای هستهای ، در حال حاضر توجه خاصی را با توجه به کاربرد افزایشی رادیو داروهای تولید شده بوسیله سیکلوترون برای استفاده در پزشکی به خود جلب نموده است. فرآیندهای فروپاشی رادیواکتیو همچنین میتوانند گونه برانگیخته شیمیایی تشکیل دهند. فروپاشی آلفا ، گذارهای ایزومری، فروپاشی بتا، واکنشهای جذب الکترون ، همه قادر به تشکیل اتمهای داغ هستند.
انرژی رها شده در فرآیندهای هستهای ، بسیار بزرگتر از حالت فرآیندهای شیمیایی است. انرژی که در یک واکنش هستهای یا فروپاشی آزاد میشود، بین ذره منتشر شده و هسته ای که پس از نشر ذره میماند، تقسیم میگردد. تقسیم انرژی براساس قانون بقای ممنتوم کنترل میگردد، در نتیجه لازم است ممنتوم اشعه گاما یا ذره نشر شده از یک هسته با ممنتوم هسته مانده ، پس از فروپاشی برابر باشد.
شیمی اتم داغ هم دارای کاربردهای عملی و هم بنیادی است. مطالعه شیمی اتم داغ روشنایی جدیدی را هم به سنیتیکهای واکنش و هم به مکانیسمهایی که واکنشهای شیمیایی بوسیله آنها رخ میدهند، بخشیده است. دانستن پدیدههای اتم داغ برای بسیاری از زمینههایی که در آنها رادیوایزوتوپها بکار میروند، مهم هستند. مثلا ، اثرات بیولوژیکی اتمهای داغ حاصل از رادیو داروها ، فاکتور مهمی در بررسی سلامتی مریض است. در مطالعات مواد برای راکتورهای هستهای ، خواص اجزاء ساختاری تحت شرایط پرتو دهی بالا در راکتور باید معلوم باشد.
فرآیندهای اتم داغ برای تولید ایزوتوپهایی با اکتیویته مخصوص بالا و نشاندار کردن مولکولها با اتمهای رادیواکتیو بکار میروند. شاید مشهورترین کاربرد شیمی اتم داغ ، برای تولید و جداسازی ایزوتوپهای با اکتیویته مخصوص بالا است. این ایزوتوپها برای بسیاری از کاربردهای ردیابی مطلوب هستند، چرا که مقدار ایزوتوپی غیر اکتیو کمتری از ردیاب حاضر وجود دارد که مثلا منجر به مشکلات سمیت در سیستمهای زنده میگردد.
فرآیند تشکیل ایزوتوپهای با اکتیویته مخصوص بالا از طریق واکنشهای اتم داغ ابتدا بوسیله T.A. Chalmers و L. Szilard در سال 1934 توضیح داده شد و غالبا به نام پدیده Szilard - Chalmers مشهور است. در آزمایش اولیه ، یدید اتیل برای تولید اتمهای داغ 128I* با نوترونها مورد پرتودهی قرار گرفت:
سطح انرژی هستهای
واکنشهای هستهای ، چه خود بخودی و چه القایی ، منجر به تغییر انرژی میشوند. مقدار Q یا انرژی در یک واکنش هستهای به مقدار انرژی آزاد شده یا جذب شده در طول واکنش مربوط است. انرژی پیوندی فرم ساده مقدار Q در واکنشهای خاصی است که با تشکیل یک هسته از نوکلئونهای تشکیل دهنده آن سر و کار دارد. این دو کمیت مشابه کمیتهای ترمودینامیکی آنتالپی یک واکنش (H∆) و آنتالپی تشکیل (Hf∆) میباشد.
در اوایل قرن بیستم ، "انیشتین" معادله جرم و انرژی را بیان نمود: E = mC²
میدانیم که در هر فرآیند ، مقدار کل ماده و انرژی ثابت است و ماده و انرژی ، قابل تبدیل به یکدیگر هستند. در فرآیندهای معمولی شیمیایی ، تبدیل ماده به انرژی به اندازهای کوچک است که قابل اندازه گیری نیست. با وجود این ، این امر برای فرآیندهای هستهای که با تغییرات بزرگتر انرژی در مقایسه با واکنشهای شیمیایی سر و کار دارند، صادق نیست.
در این قسمت ، رابطههای جرم - انرژی برای هستهها و برای واکنشهای هستهای مورد بحث قرار میگیرند.
مقدار Q برای یک واکنش هستهای ، از طریق تفریق جرمهای کلیه محصولات واکنش از جرمهای کلیه واکنش دهندهها و تبدیل ∆ (جرم) بدست آمده به واحدهای انرژی محاسبه میشود. همچنین ممکن است مقادیر اضافه جرم را به جای جرمهای حقیقی بکار برد.
Q = (مجموع جرمهای واکنش دهندهها - مجموع جرمهای محصولات) (931.5Mev/dalton)
که در آن ، جرم بر حسب دالتن است.
جرمهای نوکلیدی تهیه شده تجربی در مورد بسیاری از نوکلیدها ، مخصوصا گونههای رادیواکتیو با عمر کوتاه قابل دسترسی نیستند. بنابراین ، از نظریههای غیر مستقیم یا تجربی برای محاسبه جرمهای نوکلیدی یا مقادیر انرژی مورد نیاز استفاده میگردد. یکی از روشهای غیر مستقیم بکار رفته برای این منظور ، دیاگرام فروپاشی مدار بسته است. چهار نوکلید مختلف در چهار گوشه یک مربع قرار داده میشوند. یکی از این نوکلیدها ، مادر سه نوکلید دیگر است.
یک معادله نیمه تجربی برای محاسبه انرژیهای پیوندی برای نوکلیدهایی که جرم نوکلیدی آنها معلوم نبود، در سال 1935 بوسیله C.F.Von Weisacker پیشنهاد گردید. این معادله براساس مدل قطره مایع هسته میباشد و انرژی بستگی را به صورت مجموع پنج عبارت که تنها توابعی از Z و A هستند، بیان میکند.
ثابتهای معادله از طریق انطباق معادله تجربی با انرژیهای پیوندی بستگی معلوم تعیین شدند. برای هستههای با A>40 ، توافق بین مقادیر حقیقی حاصل از بکار بردن جرمهای نوکلیدی تجربی در معادله عادی BE و مقادیر پیش بینی شده غالبا بهتر از %1 است.
معادله نیمه تجربی همچنین میتواند به صورت تابعی درجه دوم از Z مجددا نوشته شود. چنانچه نموداری از این معادله به نحوی ترسیم گردد که انرژی پیوندی روی محور عمودی و Z روی محور افقی قرار گیرد، هذلولی تنهایی برای مقادیر ثابت A فرد و دو هذلولی برای مقادیر ثابت A زوج بدست میآیند. در این نمودار ، مقدار انرژی پیوندی در جهت پایین افزایش میباید. این هذلولیها ، هذلولیهای انرژی پیوندی ایزوبار یا دیاگرامهای سطح انرژی هستهای نامیده میشوند.
واژه دیاگرام سطح به این دلیل اتلاق میگردد که این هذلولیها برشهایی در میان یک نمودار سه بعدی انرژی پیوندی ، عدد اتمی و تعداد نوترون هستند که دارای یک سطح موجی میباشند. چنین نمودارهای سه بعدی "سطح انرژی پیوندی" ، توضیح میدهند که هستههای پایدار در دره پایداری که از خط پایداری بتا تبعیت میکند، قرار میگیرند.
راههای ورود مواد پرتوزا به بدن
|
مواد یا هستههای پرتوزا از چند راه مختلف وارد بدن شده و در آنجا تهنشین میشوند و در بدن فرآیندهایی را موجب میشوند. |
هستههای پرتوزایی که بر اثر فرآیندهای سوخت و سازی یا به راههای دیگر وارد یاخته زنده میشوند، دوز جایگزین شدهای را بوجود میآورند که ممکن است بسیار بالا و از لحاظ کیفی با دوز دریافتی از چشمهای خارجی متفاوت باشد. چون اغلب این هستههای پرتوزای تهنشین شده ، چشمههای تابش با LET (انتقال خطی انرژی) بالایی هستند، فقط در شرایط نسبتا غیر عادی سیستمهای زنده ، مخصوصا انسانها در معرض تابش با LET بالا از چشمههای خارجی قرار میگیرند.
چنین شرایطی میتواند شامل پرتو گیری شغلی در حوالی شتابگرهای بزرگ تجربی ، یا پرتو گیری شغلی فضانوردان از ذرات باردار سنگین پُرانرژی موجود در فضای ماورای زمین باشد. وقتی هستههای پرتوزا وارد سیستم زنده میشوند، تابشهای LET بالای ناشی از واپاشی آنها ، اهمیت پیدا میکند. مثلا وقتی ذرات آلفا از سیستمهای زنده خارج هستند، نمیتوانند دوز قابل ملاحظهای را به یاختههایی تحویل دهند که پس از جذب در بدن در آنها جایگزین میشوند.
سرنوشت سوخت و ساز هر هسته پرتوزا ، این حقیقت را تغییر نمیدهد که این هسته میتواند واپاشیده و انرژی آزاد کند. مسیر آن در هر سیستم فعال سوخت و سازی یاخته اندام یا انسان را واکنش پذیری عنصر مادر و واکنش پذیری شکل شیمیایی و فیزیکی آن تعیین میکند. منظور از حالت اخیر ، انحلال پذیری ، حالت والانس ، شکل نمکی و محیط شیمیایی که جسم در آن قرار دارد، مانندPH محیط است.
برای یادآوری پیچیدگی مسیرهای منتهی به جایگزینی پرتوها در اندامی از بدن انسان ، مثال مسیرهای زیست شناختی ید و ایزوتوپهای آن به اختصار بیان میشود.
چهار بخش اساسی بدن وجود دارد که در آنجا تبادل مواد پرتوزای ورودی به بدن صورت میگیرد:
مسیر تزریق که ذکر شد، جز در موارد خاص ، اهمیت چندانی به عنوان مسیر رودهای هستههای پرتوزا ندارد. تزریق ، بسادگی ، هستههای پرتوزا را وارد جریان خون میکند. سایر مسیرهای ورودی ، بلعیدن و استنشاق ، اساسا عامل ورود ناآگاهانه هستههای پرتوزا به بدن بشمار میآیند.
پرتو گیری تابش از محصولات مصرفی
|
گونههایی از محصولات مصرفی مانند تلویزیون و چشمههای متنوع تابش یوننده باعث پرتوگیری جمعیت میشوند. اما عموما سهم چندانی در دوز دریافتی جمعیت ندارند. |
دید کلی
فقط با تجسم روشن چشمههای تابش پرتو میتوان به درک کاملی از خطرات نسبی تابش یوننده رسید. چه چیزی قابل کنترل است و چه چیزی نیست؟ دو چشمه اساسی زمینه طبیعی و کاربردهای پزشکی تابش یوننده عامل این پرتو گیری به شمار میآیند. علاوه بر این دو چشمه اصلی محیطی و پزشکی برای پرتو گیری تابش ، تعداد کاربردهای تکنولوژیکی و مصرفی نیز برای مواد پرتوزا و تابشهای یوننده وجود دارد. بعضی از آنها را همه مردم به خوبی نمیشناسند.
یک مثال پرتو گیری تابش در حوزه چنین کاربردهای مصرفی که توجه زیادی به آن معطوف شده ، گسیل پرتوهای ایکس از گیرندههای تلویزیونی است. گونههایی از محصولات مصرفی باعث پرتو گیری جمعیت ایالات متحده شده است. برای اغلب موارد سهم این پرتو گیری دوز غیر حرفهای ناچیز است. اما اغلب نگرانی عمومی در این مورد وجود دارد. یکی از این چشمههای پرتو گیری تابش عمومی غیر حرفهای ، یعنی سیگار کشیدن هنوز هم دارای اهمیت است.
این وسایل سال هاست که مورد توجه عموم و نهادهای قانون گذاری فدرال هستند. اما اندازه گیریهای گسترده و نیز برنامههای تنظیم کننده فدرال این اطمنان را بوجود آوردهاند که سهم آنها ناچیز است. اختراع گیرندههای جدید رنگی در سال های 1960 با ولتاژهای شتابگر بالاتر در صفحه نمایشهای رنگی به آهنگهای دوز بسیار بالاتر از سطح لامپ تصویر تلویزیون انجامید. آهنگهای دوز متجاوز از دهها واحد تابش در ساعت در فاصله چند سانتیمتری از سطوح لامپ تصویر اندازه گیری شد.
مقررات بعدی و استانداردهای گسیل این مقدار را به عدد بسیار کوچکی ، کاهش داده است. این استانداردهای گسیل را سازندگان دستگاههای تلویزیونی طوری اعمال کرده اند که اکنون تلویزیون ها در واقع هیچ تابش یونندهای گسیل نمیکنند. طراحی حفاظ مناسب از جمله ضخامت شیشه لامپ تصویر ، به کاهش پتانسیل پرتو گیری انجامید. پایانههای نمایشی ویدیویی (VDTS) صفحه نمایش پایانههای رایانهای جدید ، رایانههای شخصی ، واژه پردازها سایر صفحه نمایشهای اطلاعاتی هستند. این واحدهای نمایشی ویژگیهای مشترکی با لامپ های تصویر گیرنده تلویزیونی دارند. سطح پرتو گیری تابش برای این VDTS از لامپ های تلویزیون کمتر است.
تعدادی منابع پرتو گیری محیطی وجود دارد، اما سهم آنها معمولا خیلی کم است. این چشمهها عبارتند از: دود ، گاز ، حمل و نقل مواد پرتوزا (اغلب برای کاربردهای پزشکی) ، تابشگرهای گاف جرقه و لامپ های الکترونی ، محصولات توریوم مانند آغازگرهای لامپ های فلوئورسانس و پوشش لامپ های گازی ، مصالح ساختمانی جادهها و بزرگراهها و ... .
در میان همه چشمههای واقعی و بالقوه پرتو گیری تابش ، فقط مصرف سیگار اهمیتی قابل مقایسه با پرتوگیری از زمینه طبیعی دارد. این موضوع که دوز تابش به یاختههای پایه بافت پوشش نایژهای ریه چه خطراتی در ابتلای به سرطان ریه در سیگاریها دارد، مشخص نیست. احتمالا مولفه پرتوزاد سرطان در افراد سیگاری در مقایسه با خطر کل ، ناچیز است. اما میدانیم که سرطان در سایر اندامها جز ریه ، بر اثر سیگار کشیدن بوجود میآید.
تا
به ازای هر واحد تابش ، رخ میدهد. این گزارشها درباره آهنگهای جهش در دروزوفیلا ، در تدوین راه کارهای قرار گرفتن انسان در معرض تابش بسیار موثر بودهاند. برای انسان هیچ گونه آستانهای وجود ندارد و چگونگی انباشت دوز ، تاثیر آن را کاهش نمیدهد. نگرانیها درباره قابل اعتماد بودن دادههای درزوفیلا برای پیش بینی درباره انسانها به برقراری طرحی در آزمایشگاه ملی اوک ریج برای تعیین حساسیت پستانداران به جهش زایی تابش انجامید. موش به عنوان حیوان آزمایشگاهی برگزیده شد.
به ازای واحد تابش.
به ازای هر واحد تابش را بدست آورند.
است که اساسا همان مقدار مربوط به پستاندارن است. آثار دیررس تابش در اندامهای بدن
|
تابش پرتوها بر موجودات زنده دارای دو اثر است: آثار تصادفی ، آثار غیر تصادفی آثاری هستند که برای آنها یک آستانه دوز (مقدار تابش) وجود دارد. از آثار غیر تصادفی ، آثار دیررس پرتوی تابشها را بر روی بافتها و اندامهای مختلف بدن را میتوان نام برد. |
اطلاعات اولیه
آثاری که برای آنها به نظر میرسد رابطه دوز - پاسخ دادن یک آستانه دوز است. هر شخص دریافت کننده ، اگر از این دوز آستانه تجاوز کند، احتمالا بزودی تاثیر گذاشته می شود. با در نظر گرفتن تغییر پذیری بیولوژیکی ، به عنوان آثار غیر تصادفی پرتوها ، تعریف میشود. یکی دیگر از مشخصههای این طبقه از آثار غیر تصادفی از این قرار است که معمولا یک مقیاسی شدت همراه با دوز وجود دارد و افزایش دادن دوز دریافتی توسط شخصی که هدف تابش است، انتظار میرود که شدت نتیجه را برای آن شخص افزایش دهد.<br><br>آثار غیر تصادفی تابش بر بافتها و اندامها ، پاسخهای بافتهایی هستند که چندین هفته تا چندین ماه پس از تابش گیری ، مشاهده آنها آغاز میشود. دوزهای لازم برای ظاهر شدن این پاسخهای تاخیری غالبا ممکن است پردامنه از دوزهای مربوط به اکثر پاسخهای حاد و زودرس باشند و به همین دلیل اغلب با تابش منطقهای در نوع آینه پرتو درمانی برای بیماریهای بدخیم تجویز میکنند، مشاهده میشوند. بیماران اغلب با دوزهای تابشی تمام بدن در ترازهای دوزی که معمولا با شروع آثار در این پاسخ تاخیری بافتها توام است، دوام نمیآورند.
مری ساختاری لولهای با عضله مخطط و بافت درونی آن به صورت فلسدار ، چند لایه و دارای بافت پیوندی شل است. فعالیت مری انقباض است. آستر بافت درونی نسبتا سریع تجدید شده است و به تابش حساس میباشد و در نتیجه پس از دریافت دوزهای بالای پرتو ، از بین میرود. این پاسخ نسبتا فوری آستر را میتوان به عنوان پاسخ حاد یا زودرس در نظر گرفت.
پاسخهای زودرس آستر معده به پرتوها ، تا حد زیادی بستگی به تغییراتی دارد که در نتیجه آثار کشش یاختهها روی سلولهایی که فعالانه تقسیم میشوند، رخ میدهد. معده پس از دوزهای متوسط پرتو گیری به سرعت به حالت عادی باز میگردد. هر چند که کاهش فعالیت ترشحی ممکن است، ماهها و سالها پس از پرتو تابی ، آشکار شود. آثار دیررس در معده بیشتر آثاری هستند که میتواند از نارسایی عروقی ناشی شوند. پیشرفتی از تصلب بافتهای بینابینی سرخرگهای موئینه تا فیبرو آتروفی گسترده وجود دارد. نشانگان دیررس برای معده به صورت فیبروآترفی مخاط معدی - کاهش تحرک معده - از دست رفتن توان اتساع و تنگی آشکار توصیف شده است.
رودههای کوچک و بزرگ از نظر کالبد شناختی به هم شبیه هستند جز در مورد پرزها که روده بزرگ فاقد پرز است. تغییرات بافت عروقی و همبند در پاسخهای دیررس تمام اجزای روده ، غالب هستند. نخستین پیشگام مرئی آثار دیررس در روده عبارت از تغییر یاختههای درون پوش در روده کوچک ، همراه با لختههای گسترده است. این تغییرات ضخیم شدن لیفی بافتهای زیر مخاطی ، نارسایی عروقی و فیبروآتروفی عمومی هستند. در اینجا هم ممکن است تنگی یا انسداد کامل رود با پیش آید.
راست روده عبارت است از امتداد تخصص یافته روده بزرگ که کار آن ذخیره و دفع مدفوعهای تشکیل شده است. این اندام در پرتو درمانی از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا غالبا برای تومورهای قسمت تحتانی شکم ، مانند مثانه ، رحم ، پروستات در میدان تابش قرار میگیرد. آسیب شدید و دیررس راست روده نیز به صورت تغییرات لیفی شدگی گسترده است و به تنگی یا انسداد کامل میانجامد. به علاوه به علت ویژگیهای قسمت زیر مخاطی این عضو ، نازک شدن و سرانجام سوراخ شدن راست روده یکی از عواقب احتمالی پرتو تابی ، به شمار میآید.
بخشی از پوست به سرعت جایگزین و نوسازی میشود، در پوست یا اپیدروم است که از یک لایه یاخته پایهای تشکیل میشود و در حکم مخزن پایه برای یاختههای در پوست که دائما پیر میشوند، عمل میکند. سرنوشت نهایی این یاختهها از این قرار است که شاخی شده ، پوسته پوسته شده میریزند.<br><br>قسمت باقیمانده پوست به عنوان اندام بشره است که لایه بافتهای همبند سست به شمار میآید که دارای عروق خونی فراوانی است. پایههای مو و غدههای چربی به بشره نفوذ میکنند. آثار دیررس پرتودهی پوست ، بیگمان به علت تغییرات ساختار ریز عروقی لایه پوستی زیر بشره است. ضایعات دیررس تابش ناشی از تغییرات گسترده شبکه عروقی پوستی به نازک شدن و حتی بافت مردگی بشره پوست در دوزهای بالاتر منجر میشود.<br><br>در بعضی موارد تغییرات لیفی گسترده لایه بشره به تشکیل زخم در میدان تابش میانجامد. در بین تغییرات ، التهاب چرخهای و تصلب غشا و نارسایی عروقی شناسایی میشود که به تغییرات غیر قابل بر گشت نهایی منجر میشود.
کبد را از دیر باز اندامی مقاوم در برابر تابش دانستهاند. مشاهدات انجام شده روی بیماران نشان داده است که آثار دیررس پرتو دهی کبد میتواند مهم و تهدید کننده حیات باشد. واکنش از طریق وارد آمدن آسیب بر عروق ریز کبد ، بروز میکند. این که آیا این آسیب بر ساختار ریز عروقی عامل تسریع کننده به شمار میآید یا اینکه ، به نوبه خود ، پیامد وارد آمدن آسیب در سطح دیگری است. نمیتوان نشان داد، اما منطقی که گمان کنیم الگوی کلی تخریب یاختههای درون پوش ساختار ریز عروقی در اینجا نیز دخالت دارند.<br><br>هپاتیت ناشی از تابش واقعیتی متمایز است که معمولا از قرار گرفتن غیر قابل اجتناب کبد در میدان تابش در حین بسیاری از پرتو درمانیها پیش میآید. تغییرات آسیب شناختی بافتی مشاهده شده در این مورد عبارتند از ، انسداد سیاه رگهای کوچک کبدی که به پرخونی کبدی میانجامد. پس از زمانهای خیلی زیاد پس از پرتو دهی ، تغییرات شدید لیفی شدن کبد میتواند با دوزهای چشمگر تابش از لحاظ بالینی مشاهده شود. نارسایی کبد و هپاتیت و آب آوردن شکم در مورد بیمارانی که کبدشان بر اثر پرتو درمانی دوزهای بالا دریافت کرده ، گزارش شده است.
حساسیت کلیه نسبت به دریافت تابش شناخته شده است در بیمارانی با تغییرات تباه کننده پیشرفته در کلیه ناشی از پرتو تابی ، به ایجاد بیماریی میانجامد که به آن تصلب سرخرگی کلیه میگویند. این حالت بیماری تغییر لیفی و تصلبی پیشرفته سرخرگهای کوچک و مویرگهای تامین کننده خون برای گلومرول کلیه است که به تغییرات تصلبی گلومرول و از دست دادن ظرفیت کارکرد آن در تصفیه پلاسمای خون میانجامد که در حکم نخستین مرحله فرایند تشکیل او را ضروری است. تغییرات تصلبی به بروز اختلال در کار کلیه ، منجر به افزایش فشار خون و کم خونی ناشی از نارسایی کلیه میشود.<br><br>حتی قبل از اینکه تغییرات تصلبی چشمگیری رخ دهد، بطوری که از آسیب شناسی میکروسکوپیکی بر میآید، تغییرات بسیار زیادی هم در کارکرد گلومرولی و نیز جذب مجدد لولهها پدید میآید. پر ادراری گزارش شده از سوی دانشمندان ، نشانه اختلال چشمگیری در لولههاست که به اختلالات عروقی ربطی ندارد. این پر ادراری در همان زمانی رخ میدهد که سرعت صاف کردن لولهای سریعا کاهش یافته است. بنابراین علی رغم حجم کوچکتر پالایش پلاسما که برای عمل آوری در لولهها بروز یافته است، مقدار ادرار خروجی نهایی روزانه افزایش مییابد.
ریه از اندامهای پیچیده و بسیار پر عروق است که به علت کارکرد خاصاش ، در یک محیط مخلوط هوا - مایع ، عمل میکند. ریه بطور کلی ، بافتی است تجدید نشونده با استثناهایی که در یاختههای تخصص یافته ریه، یافت میشود. یکی از آثار دیررس پرتو گیری ریهها عبارت است از ورم ریه ناشی از تابش. پس از بهبود ورم ریه ناشی از تابش ، اگر این امر در دوز مصرف شده ممکن باشد، بسیار متفاوت در زمانی به مراتب دیرتر بروز میکند.<br><br>در صورتی که آغاز ورم ریه در مدت زمانی 3 - 6 ماه است و در موش بهبودی یا مرگ در ظرف حدود 6 ماه اتفاق میافتد، پس از حدود یک سال ، مرحله دومی از آسیب ظاهر میشود. بافت بحرانی درگیر در این آسیب دیررس ریه شناخته نشده است. این آسیب مرحله اخیر با سایر آثار دیررس در دیگر اندامها ، یعنی در عوارض تصلب بافتها ، التهاب ، شاخی شدن و از دست رفتن خاصیت ارتجاعی مشترک است.
مغز اندامی شگفت انگیز است که اطلاعات درباره واکنش دیررس و تاخیری مغز به پرتو دهی بسیار محدود است. درباره وجود آثار تاخیری حاصل از پرتودهی به مغز ، تردیدی وجود ندارد. بافت مردگی مغز ناشی از تابش به عنوان پیامدی به درمان بیماریهای بدخیم در مغز به نحو پردامنهای گزارش شده است. بعضی گمان میکنند که بافت مردگی حاصل تغییرات عروق ریز ، خیلی شبیه به آنچه در اندامهای دیگر پیش میآید، است. ظاهرا مدت کوتاهی پس از پرتو دهی ، یک اختلاف درصد مابین خون و مغز ظاهر میشود که به ضایعه ورم مغز میانجامد. این اثر بطور کلی قابل برگشت است، در صورتی که دوز تابش خیلی بالا نباشد.
از جمله اجزای کالبد شناختی چشم ، فقط عدسی از لحاظ حساسیت به تابش مهم است. انواع آب مروارید که به صورت تغییرات قابل آشکار سازی در قالب سرشت نیمه شفاف عدسی تعریف میشود، به عنوان حاصل تابش پرتوهای یونساز در سال 1946 گزارش شد. این نخستین رویداد گزارش شده از بروز آب مروارید زایی ناشی از قرار گرفتن در معرض پرتوها بود. عدسی ساختاری دارد که در آن ذخیره خونی وجود ندارد که مواد مغزی و اکسیژن را برای فرآیندهای اکسایشی عادی سوخت و سازی تامین کند و مواد غذایی و اکسیژن بایستی از طریق انتشار وارد آن شوند. عدسی از جمعیت یاختههای دودمان زایی برخوردار است که به آهستگی تجدید میشوند، و به هر طرف عدسی مهاجرت میکنند تا الیاف عدسی را تشکیل دهند.<br><br>وقتی در معرض تابش قرار گیرد، محصولات تقسیم یاختهای آسیب دیده در حین مهاجرت تحت تاثیر تمایز غیر موثر واقع میشوند و نمیتوانند به تراز نیمه شفافی ضروری برای عمل عدسی به صورت یک وسیله اپتیکی دست یابند و نقایصی رادر انتقال نور باعث میشوند که در هنگام معاینه به صورت آب مروارید دیده میشود. آب مروارید یکی از تغییرات دیررس تابش است که به روشنی مربوط به تغییرات تباه کننده در آدوتلیم عروقی نیست، زیرا هیچ بافت عروقی در این اقدام وجود ندارد. تقریبا با اطمینان میتوان گفت که این باید از وارد آمدن آسیب به یاختههای اپیتلیال دودمان زایی عدسی چشم حاصل نشود که به تغییر ناقص در یاختههای نسل بعدی میانجامد.
شیمی تابش
فوتونی پرانرژی که به یک سیستم جذب کننده وارد میشود، در یک تک مرحله به مولکولهای زیستی مهم ، آسیب ناشی از یونش وارد نمیآورد. در هر حالت ، فوتون ، دستخوش رویدادهای پراکندگی قرار میگیرد که به تولید الکترونهای پرانرژی میانجامد که سرانجام در گونههای مولکولی انرژی را رسوب میدهد. انرژی جنبشی این الکترونها عموما در گستره کیلو و مگا الکترون ولت است و برای اینکه آسیب ناشی از یونش در مولکولهای زیستی مهم موثر باشد، این الکترونها باید از رویدادهای انتقال انرژی ، حدود دهها الکترون ولت متاثر شوند.
برهمکنش تابش با مولکولها در محیط جذب کننده از طریق فوتون اولیه صورت نمیگیرد، بلکه بیشتر از طریق انتقال از ذرات باردار با انرژی جنبشی زیاد است که بر اثر فرآیندهای پراکندگی بوجود آمدهاند. انرژی جذب شده در مولکول محیط ، میتواند به پرتاب یک یا چند الکترون از مولکول بیانجامد که به ایجاد یک زوج یون یا یونش مولکول هدف منجر شود. انرژی جذب شده ممکن است به بالا بردن الکترونها از حالت پایه به حالت برانگیخته بیانجامد، فرآیندی که برانگیزش نام دارد. مولکولها در حالت برانگیخته بسیار ناپایدارند.
آب ، بخش بزرگی از محیط موجودات زنده را تشکیل میدهد و عجیب نیست که برای موجودات زنده ، مقدار چشمگیری از انتقال انرژی با این مولکول انجام میشود. اثر مستقیم برانگیزشها و یونشهای ناشی از الکترون ثانویه ، واکنش غالب در موجودات زنده برای تابش با LET (انتقال خطی انرژی) پایین به شمار میآید. نتیجه نهایی این شیمی تابش اولیه برانگیزش و یونش در یک آبدار که در یک مقیاس زمانی12-10 _ 16-10 ثانیه روی میدهد، عبارتند از: فرآوردههای شامل H2O و فرآوردههای ناشی از تجزیه آن
واکنش رادیکالهای آب یا آب ، به خودی خود ، فرآیند جالبی است، اما برای بدست آوردن یک نتیجه زیست شناختی ناشی از رویداد تابش ، باید یک برهمکنش شیمیایی از گونه واکنشی یا مولکولهای زیستی موجود باشد تا سرانجام به تداخلی در عملکرد یاختهای طبیعی منجر شود. شیمیدانهای تابش ، عبارت رباینده را برای انواع مواد شیمیایی بکار میبرند که با رادیکالها و سایر صورتهای فعال موجود در آب پرتو گرفته ، بر همکنش برقرار کنند.
رباینده که میتواند هر نوع مولکول قادر به بر همکنش باشد، با رادیکالها واکنش انجام میدهد تا شیمی آب را به سرانجامی برساند. نکته جالب این است که برای غلظتهای پایین هر مولکول رباینده ، کسری از رادیکالها که با رباینده برهمکنش انجام میدهد. تقریبا در گستره وسیعی از غلظت ربایندهها ، ثابت است.
آب با آثار ممکن بر سیستمهای زیستی ، رابطه دارد. علاوه بر واکنش پذیری فرآوردههای رادیولیز آب که سبب میشود با مولکولهای زیستی مهم موجود در یاخته برهمکنش انجام دهند، این امکان هم وجود دارد که انرژی ذخیره شده توسط الکترون با انرژی جنبشی بالا مستقیما در مولکول زیستی مورد نظر ، ذخیره شود. در آن مورد واکنشهای فیزیکی - شیمیایی بیشتر در مولکولهای اجزای تشکیل دهنده مهم مانند DNA صورت میگیرد تا در آب ، نتیجه یونش و یا برانگیزش در اتمهای این مولکولها و تشکیل رادیکال از این مولکول زیستی حائز اهمیت است.
برای این فرآیند ، انرژی مستقیما در مولکول هدف که دارای اهمیت زیستی است، بدون دخالت انواع رادیکالی حاصل از رادیولیز آب انباشته میشود. رابطه دوز - پاخ عموما لگاریتمی - خطی است، بطوری که در قالب رابطه زیر بیان میشود.
که در آن
تعداد آغازگر مولکولهای دست نخورده بوده ،
تعداد باقیمانده پس از دوز
مقداری ثابت است.
این رابطه بر این فرض استوار است که یک تک رویداد یونش یا برانگیزش در مولکولهای زیستی به تغییری خواهد انجامید که منجر به اتلاف فعالیت زیستی در مولکول میانجامد.
کنش غیر مستقیم ، عبارت است از حاصل کنش فرآوردههای رادیولیتی آب بر هدف که از اهمیت زیستی ناشی میشود. مشخصه مهم کنش مستقیم از این قرار است که آسیب وارده از جانب این سازوکار ، عبارت است از آسیبی که تنها وقتی میتواند حادث شود که انواع رادیکال تولید شده از طریق رادیولیز آب به مولکولهای مهم زیستی ، برسند و با آنها برهمکنش برقرار نمایند.
بنابراین فرآیند ، معمولا از لحاظ پخش یا انتشار محدود میشود و غالبا رابطه دوز - پاسخ پیچیده خواهد بود. اثر غیر مستقیم به صراحت به صورت برهمکنش مولکولهای جسم حل شده و انواع واکنش پذیر مولکولهای حلال تعریف میشود که از طریق کنش مستقیم تابش بر حلال تشکیل خواهد شد. چون آب ، حلال عمده سیستمهای حیاتی است، اکثر کنشهای غیر مستقیم نتیجه انواع واکنش پذیر تشکیل شده از مولکولهای آب خواهد بود.
بازگرداندن مولکولها به حالت قبل از پرتو گیری از طریق سه ساز و کار ممکن است: بازترکیب ، استرداد و ترمیم.
بازترکیب میتواند در مراحل بسیار اولیه پس از رویداد پرتو گیری تحقق پذیرد، ضمن اینکه گونههای ناشی از رادیولیز آب تولید شده هنوز بسیار به یکدیگر نزدیک هستند. مقیاس زمانی برای بازترکیب کوتاهتر از 11- 10 ثانیه است. بازترکیب به سادگی به هم نزدیک شدن زوج یونها یا زوج رادیکالها برای تشکیل شدن مولکولی است که از آنها ناشی شدهاند.
عبارت است از بازگشت شیمیایی مولکول تغییر یافته به حالت اولیهاش بدون دخالت مراحل آنزیمی یا مراحل کاتالیستی زیستی دیگر. مقیاس زمانی برای استرداد ، یک چهارم ثانیه یا کمتر است. استرداد شیمیایی میتواند به چندین طریق پیشروی کند که بعضی از آنها به خوبی فهمیده نشده است. مثالی برای فهم این فرآیند مفید خواهد بود.
در یک مقیاس زمانی طولانیتر ، ممکن است ترمیم آنزیمی روی دهد. مقیاس زمانی برای این فرآیند چند دقیقه تا چند ساعت میباشد.
هدف اساسی برای تبدیل شیمیایی ناشی از القای تابش یونساز که این تغییرات میتوانند از لحاظ زیستی برای زنده ماندن سلول مهم باشد، هم اکنون فهمیده شده است که DNA است. این مولکول اطلاعات ژنومی لازم برای خود تکثیری و نوسازی زیست شیمیایی در یاخته و تقسیم یاختهای را با خود حمل میکند. قسمتی از آسیب القا شده توسط تابش ، نتیجه کنش غیر مستقیم فرآوردههای رادیولیز آب است. قسمتی از آن حاصل کنش مستقیم روی مولکول DNA است. ضمن اینکه DNA هدف عمده به شمار میآید.
روشن است که مولکولهای فعال زیستی دیگر موجود در یاخته نیز دستخوش غیر فعال سازی ناشی از آسیب تابشی مستقیم و غیر مستقیم میشوند. یاخته میتواند از دست دادنهای بسیار بزرگ را در فعالیت زیستی اکثر بیومولکولها ، جز DNA را بدون وارد آوردن نقص جدی به کارهایش ، تحمل کند. مثلا آنزیمها پیوسته ساخته میشوند و مولکولهای آسیب دیده مرتبا جایگزین میشوند.
|
|
گسیختگی زنجیره تک رشتهای از مولکول DNA برای یاخته ، رویداد چندان خطرناکی نیست زیرا فرآیندهای ترمیم در سلولهای بازده بالایی هستند. عقیده همگان بر این است که گسستهای تک رشتهای در یک یاخته رویداد شایع است، خواه با تابش و خواه بدون تابش و ترمیم آن بسیار کارآمد است. گسستهای دو رشته ای DSB) DNA) برای یاخته دارای عواقب جدی تری هستند. DSB ، یک فرآیند مستعد خطا هستند که اغلب به جهش در ژنوم و یا از دست رفتن ظرفیت تولید مثل ، منجر میشوند.
سرطانزایی تابش
|
تابش پرتوها بر موجودات زنده دارای دو اثر است، آثار تصادفی و غیر تصادفی. آثار تصادفی آثاری هستند که برای آنها دوز (مقدار) آستانه معلومی وجود ندارد. یکی از این آثار تصادفی ، سرطانزایی پرتوها در بافتها و اندامهای مختلف است. |
اطلاعات اولیه
گروهی از واکنشها یا پاسخها که تحت تاثیر برخورد پرتوها به بافتها یا اندامها ، ایجاد میشود، تغییرات ژنتیکی و تومورزا هستند که برای آنها مفهوم آستانه ، کمتر کاربرد دارد. برای این پاسخهای اخیر به تابش یوننده ، جامعه علمی به این نظر رسیده است که تغییرات در هر سطح پرتوگیری ، میتواند ایجاد شود، هرچند که به ازای دوزهای پایین ، فراوانی تغییرات در جمعیت پرتو گرفته ممکن است پایین فرض شود، ولی فراوانی رخداد ، باز هم صفر نیست. پاسخهای بدون آستانه مانند سرطانزایی احتمالا فقط به تغییر یک یا حداکثر چند یاخته بستگی دارند تا پاسخ مربوطه را تامین کنند.
آثار تصادفی عبارتند از آثاری که برای آنها ، آستانهای برای پاسخ وجود ندارد و برای آنها شدت پاسخ به شدت تابش ، بستگی دارد، یعنی که همه یا هیچ. یکی از این اثرات تصادفی ، تولید سرطان است. آثار تصادفی ، فرایندی را توصیف میکند که شامل عنصری شانسی در نتیجه است و یا به بیان دیگر ، پیش بینی درباره این فرایند بر پایه تصادف و یا احتمالات صورت میگیرد. در میان هر جمعیت وسیعی از یاختهها ، یک عبارت احتمالی برای این احتمال وجود دارد که یک تک یاخته به یک تیره بالقوه کلنی ، برای بعضی نشانههای اختصاصی جدید ، تبدیل شود و این نشانه اختصاصی ممکن است به هر یک از یاختههای اولاد ، به صورت یک خصیصه توارثی برای همیشه منتقل شود. (ژنتیک و سرطان)
سالهای چندی از کشف اشعه x از سوی رونتگن گذشت تا پی بردند تابش یوننده به ایجاد سرطان در انسانهایی میانجامد که تحت تاثیر تابش این پرتوها قرار میگیرند. التهاب پوست دستها ، اما بدون بروز سرطان اثبات شده در سال 1896 گزارش شد. اولین تغییرات سرطانی مشخص در سال 1902 در یک زخم ناشی از پرتو x گزارش شد و سرطانهای خون مشخص ناشی از تابش پرتوها ، در سال 1911 گزارش شده است. تصور میشد که این سرطانهای اولیه پیامد پرتوگیری بیش از حد تابش یوننده باشد، اما چندین سال بعد بود که توانستند به کمک مطالعات گسترده نشان دهند که سرطان میتواند با مقدار کم تابش پرتو ، ارتباط داشته باشد.
تولید سرطان در حیوانات آزمایشگاهی ، خیلی پیش از نمایش صریح ارتباط میان پرتوگیری تابش یوننده در دوزهای کم ، مانند آنچه پرتوشناسان دریافت میکنند و نیز سرطان در نزد انسان ، شناخته شده بود. در سالهای 1930 ، آزمایشگران افزایش انواع سرطانهای خون در موش را به نمایش گذاشتند. در سال 1958 آپتون و دیگران ، اطلاعات گستردهای را درباره روابط دوز _ پاسخ ، برای بروز سرطان مغز استخوان و سرطان لنفاوی در موش انتشار دادند که برخی از آنها به قرار زیر است:
سرطان با سه ویژگی زیر مشخص میشود:
همه دادههای انسانی که ارزیابی شده است، به علاوه دادههای تجربی مربوط به حیوانات ، نشان میدهند که همواره تاخیری بین تابش نمونه و ظهور بافت جدید ، وجود دارد. برای جمعیتهای جونده ، نهفتگی در فاصله میان تابش و ظهور تومور میتواند از چند ماه سال (2 تا 3 سال) باشد. برای جمعیتهای انسانی ، نهفتگی میتواند به کوتاهی 2 الی 5 سال مانند سرطانهای خون و یا به ازای 30 سال ، مانند برخی تومورهای سخت انسانی ، باشد. دلیل وجود این دوره نهفته مشخص نیست، اما وجود یک نهفتگی طولانی نشان میدهد که تغییرات چندی برای رشد نهایی تومورها یا در یاخته تغییر شکل داده و یا در ارتباط با میزبان این یاختههای تغییر شکل یافته ، ضروری است.
یک مشاهده کلی درباره سرطانزایی تابش این است که کاهش آهنگ دوز در فرایند پرتودهی ، تاثیر تابش در تولید سرطان را کم میکند. کاهش مشاهده شده در تاثیر کم کردن آهنگ دوز با قابلیت یاختههای پرتو دیده در ترمیم آسیب وارد بر مولکولهای DNA ارتباطی تنگاتنگ دارد. چون تاثیر بیشتر تابش با LET بالا نیز به ترمیم یا عدم ترمیم DNA مربوط میشود، انتظار داریم تابشهای با LET بالا برای سرطانزایی موثرتر از پرتوهای با LET پایین باشند. کم کردن آهنگ دوز معمولا تاثیر تابش با LET پایین را در تولید سرطان ، کاهش میدهد.
چند گروه از افراد پرتودیده برای ارزیابی گسترده سرطانهای پرتوزاد در دسترس هستند که در بین آنها گروههای زیر دارای اهمیت میباشند.
برآورد ضرایب خطر سرطانها در اندامهای به خصوص ، در حال حاضر در شرایط بازنگری پردامنهای است. حساسیت به بروز سرطان پرتوزاد به شدت تغییر میکند. نهفتگی بروز این بیماریها نیز دارای گستره وسیع تغییراتی از 5 سال برای سرطان خون تا 30 سال برای سرطان سینه است. وقتی دادههای مربوط به بروز سرطان خون در بازماندگان ژاپنی و سایر گروههای تحت تاثیر اشعه ، ارزیابی شدند، نهفتگی کوتاه آن باعث شد که ناظران پیش بینی کنند مغز استخوان ، حساسترین عضو برای سرطان پرتوزاد است.
با گذشت زمان و بررسی سرطانهای پرتوزاد در سایر اندامهای بدن ، این دیدگاه تغییر چشمگیری کرده است. اکنون این باور وجود دارد که حساسترین اندامها به سرطان پرتوزاد عبارتند از: سینه زنان و ریهها.
رادیو بیولوژی
|
به بخشی از علم پزشکی که اثرات اشعه روی زندگی انسانی یا بافتهای حیوانی را بررسی مینماید، رادیوبیولوژی گویند. |
اطلاعات اولیه
بدیهی است برای آن که اشعه بتواند روی مواد بیولوژیکی تاثیر بگذارد، بایستی انرژی اشعه بطور مستقیم یا غیر مستقیم به مواد بیولوژیکی و یا به موادی که در تبادل با آنها هستند، منتقل شود. تبادل میتواند اساسا فرایندهای فیزیکی مثل دیفوزیون یا انتشار یا تاثیرات الکتروستاتیکی ، یا فرایندهای شیمیایی مثل مهاجرت و فعالیت نمونههای تحریک شده به رادیکالها ، یونها و مولکولها و ... باشد.
تبادل در فرایندهای بیولوژیکی میتواند از طریق تغییر ماکرومولکولها (مثل کروموزومها ، آنزیمها ، آنتی بادیها) و میکروارگانیزمها (مثل ویروسها، باکتریها و ...) به سلولها ، بافتها یا ارگانها باشد. وقتی که اشعه در یک نقطه آناتومیکی مثل A جذب شود، تاثیر بیولوژیکی میتواند در نقطه دیگری مثل B که در فاصلهای از نقطه A قرار دارد، ظاهر شود. این حالت تحت عنوان اثر در هدف دور (abscopal effect) ، خوانده میشود.
رادیوبیولوژی یک علم چند موضوعی است که ابتدا از فیزیک شروع شده، به اکولوژی و همچنین بررسی قواعد تابش و علم اخلاق مربوط میشود.
فیزیک : تاثیر اشعه روی سیستمهای بیولوژیکی از آن جهت به فیزیک مربوط میشود که در واقع مهمترین پارامترها مثل دوز جذب شده و آهنگ دوز جذب شده و ... مربوط به مبحث فیزیک است.
شیمی : مهمترین مبحث مورد توجه از لحاظ شیمیایی ، رفتار و طبیعت واکنشهای واسطهای شیمیایی است که ضمن تابش حاصل میشوند (شیمی تابش) و نتیجه آن ایجاد مولکولهای آزاد ، مهار کنندهها و تعدیل کنندههای شیمیایی اثر اکسیژن و دوزیمتر شیمیایی است.
بیوشیمی : تاثیر اشعه بر روی RNA ، DNA غشا سلول و ...
بیولوژی و پزشکی : نتایج حاصله تابش اشعه روی سلولها ، سیستمهای بدن و بطور کلی تمام بدن.
اکولوژی : اثرات اشعه در تعادل بین گونههای موجودات.
اخلاق و سیاست
اهداف نهایی رادیوبیولوژی بایستی توضیح همه وقایع و اثرات مهم و فرایندها از زمان انتقال اشعه تا مرحله نتایج بیولوژیکی انتهایی باشد. به علت آن که انتقال انرژی اشعه به مواد اساسا یک پدیده آماری است، بنابراین نمیتوان اثرات اشعه را کاملا بطور قطعی بیان نمود و لذا ما در عمل ، محدود به یک نحو تاثیر متوسط یا یک توضیح تقریبی و احتمال وقوع نتایج خاصی هستیم.
ثانیه میباشد.
ثانیه میباشد.
ثانیه میباشد.
ثانیه تا سالها باشد. پس از یک تابش شدید اشعه به بدن مهمترین اثراتی که قابل مشاهده هستند، عبارتند از: تخریب ارگانهای خون ساز ، تاثیر روی سیستم گوارشی ، تاثیر روی مغز ، غدد تناسلی و پوست. علائم و عوارضی که با این بیماریها همراه هستند را علایم و عوارض شدید اشعه مینامند. بعضی از این عوارض به قرار زیر است:
بیاشتهایی ، سرگیجه ، استفراغ ، اسهال ، عرق زیاد ، اختلال در تنفس ، لرزش بدن و تب.
بایستی توجه داشت، ظهور عوارض و بیماریهای تابشی در افراد متفاوت نیاز به دوزهای متفاوت دارد، به خاطر آنکه واکنشهای افراد مختلف در مقابل اشعه متفاوت است.
خاصیت سرطانزایی اشعههای یونیزان خیلی زود ، پس از کشف این پرتوها شناخته شد. تعیین رابطه بین دوز و وقوع سرطان در انسان به سادگی ، امکانپذیر نیست. در هر حال بعضی موارد وجود دارند که در طول زمانهای بسیار طولانی مشاهده شدهاند و در نتیجه خاصیت سرطانزایی اشعه در انسانها به اثبات رسیده است. از انواع سرطانهای ایجاد شده بوسیله اشعه میتوان به لوسمیها ، سرطان تیروئید ، سرطان پستان ، سرطان استخوان ، سرطان پوست و ریه اشاره کرد.
گسترش علم و تکنولوژی ، همراه با گسترش کاربرد اشعههای یونیزان میباشد. استفاده از اشعههای یونیزان در پزشکی جهت امور تشخیصی ، درمانی و تحقیقی امری اجتناب ناپذیر است و البته نه تنها این امر اجتناب ناپذیر است، بلکه استفاده از این پدیده هر روز ، رو به گسترش است. از طرف دیگر زیانبار بودن اشعههای یونیزان برای موجودات زنده و انسان امری اثبات شده میباشد.
لذا از یک طرف استفاده از این پدیده در امر بهبود زندگی و سلامت جامعه ضروری است و از طرف دیگر زیانبار بودن آن برای سلامت جامعه امری بدیهی میباشد. جوابی که در رفع این تناقص میتوان ارائه نمود، استفاده کنترل شده و مطابق مقررات حفاظتی میباشد که در نتیجه در پرتو رعایت این مقررات میتوان از این پدیده در جهت گسترش سلامت در جامعه و پیشگیری از گسترش زیانهای آن سود برد.
سرطان زایی تابش:
گروهی از واکنشها یا پاسخها که تحت تاثیر برخورد پرتوها به بافتها یا اندامها ، ایجاد میشود، تغییرات ژنتیکی و تومورزا هستند که برای آنها مفهوم آستانه ، کمتر کاربرد دارد. برای این پاسخهای اخیر به تابش یوننده ، جامعه علمی به این نظر رسیده است که تغییرات در هر سطح پرتوگیری ، میتواند ایجاد شود، هرچند که به ازای دوزهای پایین ، فراوانی تغییرات در جمعیت پرتو گرفته ممکن است پایین فرض شود، ولی فراوانی رخداد ، باز هم صفر نیست. پاسخهای بدون آستانه مانند سرطانزایی احتمالا فقط به تغییر یک یا حداکثر چند یاخته بستگی دارند تا پاسخ مربوطه را تامین کنند.
آثار تصادفی عبارتند از آثاری که برای آنها ، آستانهای برای پاسخ وجود ندارد و برای آنها شدت پاسخ به شدت تابش ، بستگی دارد، یعنی که همه یا هیچ. یکی از این اثرات تصادفی ، تولید سرطان است. آثار تصادفی ، فرایندی را توصیف میکند که شامل عنصری شانسی در نتیجه است و یا به بیان دیگر ، پیش بینی درباره این فرایند بر پایه تصادف و یا احتمالات صورت میگیرد. در میان هر جمعیت وسیعی از یاختهها ، یک عبارت احتمالی برای این احتمال وجود دارد که یک تک یاخته به یک تیره بالقوه کلنی ، برای بعضی نشانههای اختصاصی جدید ، تبدیل شود و این نشانه اختصاصی ممکن است به هر یک از یاختههای اولاد ، به صورت یک خصیصه توارثی برای همیشه منتقل شود. (ژنتیک و سرطان)
سالهای چندی از کشف اشعه x از سوی رونتگن گذشت تا پی بردند تابش یوننده به ایجاد سرطان در انسانهایی میانجامد که تحت تاثیر تابش این پرتوها قرار میگیرند. التهاب پوست دستها ، اما بدون بروز سرطان اثبات شده در سال 1896 گزارش شد. اولین تغییرات سرطانی مشخص در سال 1902 در یک زخم ناشی از پرتو x گزارش شد و سرطانهای خون مشخص ناشی از تابش پرتوها ، در سال 1911 گزارش شده است. تصور میشد که این سرطانهای اولیه پیامد پرتوگیری بیش از حد تابش یوننده باشد، اما چندین سال بعد بود که توانستند به کمک مطالعات گسترده نشان دهند که سرطان میتواند با مقدار کم تابش پرتو ، ارتباط داشته باشد.
تولید سرطان در حیوانات آزمایشگاهی ، خیلی پیش از نمایش صریح ارتباط میان پرتوگیری تابش یوننده در دوزهای کم ، مانند آنچه پرتوشناسان دریافت میکنند و نیز سرطان در نزد انسان ، شناخته شده بود. در سالهای 1930 ، آزمایشگران افزایش انواع سرطانهای خون در موش را به نمایش گذاشتند. در سال 1958 آپتون و دیگران ، اطلاعات گستردهای را درباره روابط دوز _ پاسخ ، برای بروز سرطان مغز استخوان و سرطان لنفاوی در موش انتشار دادند که برخی از آنها به قرار زیر است:
سرطان با سه ویژگی زیر مشخص میشود:
همه دادههای انسانی که ارزیابی شده است، به علاوه دادههای تجربی مربوط به حیوانات ، نشان میدهند که همواره تاخیری بین تابش نمونه و ظهور بافت جدید ، وجود دارد. برای جمعیتهای جونده ، نهفتگی در فاصله میان تابش و ظهور تومور میتواند از چند ماه سال (2 تا 3 سال) باشد. برای جمعیتهای انسانی ، نهفتگی میتواند به کوتاهی 2 الی 5 سال مانند سرطانهای خون و یا به ازای 30 سال ، مانند برخی تومورهای سخت انسانی ، باشد. دلیل وجود این دوره نهفته مشخص نیست، اما وجود یک نهفتگی طولانی نشان میدهد که تغییرات چندی برای رشد نهایی تومورها یا در یاخته تغییر شکل داده و یا در ارتباط با میزبان این یاختههای تغییر شکل یافته ، ضروری است.
یک مشاهده کلی درباره سرطانزایی تابش این است که کاهش آهنگ دوز در فرایند پرتودهی ، تاثیر تابش در تولید سرطان را کم میکند. کاهش مشاهده شده در تاثیر کم کردن آهنگ دوز با قابلیت یاختههای پرتو دیده در ترمیم آسیب وارد بر مولکولهای DNA ارتباطی تنگاتنگ دارد. چون تاثیر بیشتر تابش با LET بالا نیز به ترمیم یا عدم ترمیم DNA مربوط میشود، انتظار داریم تابشهای با LET بالا برای سرطانزایی موثرتر از پرتوهای با LET پایین باشند. کم کردن آهنگ دوز معمولا تاثیر تابش با LET پایین را در تولید سرطان ، کاهش میدهد.
چند گروه از افراد پرتودیده برای ارزیابی گسترده سرطانهای پرتوزاد در دسترس هستند که در بین آنها گروههای زیر دارای اهمیت میباشند.
برآورد ضرایب خطر سرطانها در اندامهای به خصوص ، در حال حاضر در شرایط بازنگری پردامنهای است. حساسیت به بروز سرطان پرتوزاد به شدت تغییر میکند. نهفتگی بروز این بیماریها نیز دارای گستره وسیع تغییراتی از 5 سال برای سرطان خون تا 30 سال برای سرطان سینه است. وقتی دادههای مربوط به بروز سرطان خون در بازماندگان ژاپنی و سایر گروههای تحت تاثیر اشعه ، ارزیابی شدند، نهفتگی کوتاه آن باعث شد که ناظران پیش بینی کنند مغز استخوان ، حساسترین عضو برای سرطان پرتوزاد است.
با گذشت زمان و بررسی سرطانهای پرتوزاد در سایر اندامهای بدن ، این دیدگاه تغییر چشمگیری کرده است. اکنون این باور وجود دارد که حساسترین اندامها به سرطان پرتوزاد عبارتند از: سینه زنان و ریهها.
برآورد ضرایب خطر سرطانها در اندامهای به خصوص ، در حال حاضر در شرایط بازنگری پردامنهای است. حساسیت به بروز سرطان پرتوزاد به شدت تغییر میکند. نهفتگی بروز این بیماریها نیز دارای گستره وسیع تغییراتی از 5 سال برای سرطان خون تا 30 سال برای سرطان سینه است. وقتی دادههای مربوط به بروز سرطان خون در بازماندگان ژاپنی و سایر گروههای تحت تاثیر اشعه ، ارزیابی شدند، نهفتگی کوتاه آن باعث شد که ناظران پیش بینی کنند مغز استخوان ، حساسترین عضو برای سرطان پرتوزاد است.
با گذشت زمان و بررسی سرطانهای پرتوزاد در سایر اندامهای بدن ، این دیدگاه تغییر چشمگیری کرده است. اکنون این باور وجود دارد که حساسترین اندامها به سرطان پرتوزاد عبارتند از: سینه زنان و ریهها.